مدت زمان مطالعه: ۷ دقیقه

چگونه کودکانی با هوش هیجانی بالا تربیت کنیم؟

به کودکان آموزش دهید به درستی احساسات خود را بشناسند و با روش های صحیح آنها را بیان و کنترل کنند.

وظیفه تشویق کودکان به رشد و توسعه هوش هایشان بر عهده والدین است، پدر و مادر باید با روش های درست فرزند خود را به سمت شناخت هوش و پرورش آن سوق دهند.

البته منظور ما همان هوشی که همه در مورد آن صحبت می کنند، یعنی هوش دانشگاهی و علمی نیست و همانطور که می دانید این تنها یکی از انواع مهم هوش است. منظور ما هوش هیجانی است، که به معنای همان هوش مدیریت و کنترل احساسات و هیجانات است.

هوش هیجانی چیست؟

هوش هیجانی مجموعه‌ی توانایی‌هایی است که به ما کمک می‌کند احساسات خودمان و دیگران را بهتر بشناسیم و آن‌ها را تنظیم و کنترل کنیم. این هوش که هوش عاطفی نیز نامیده می شود، ۵ مؤلفه اصلی دارد:

۱. خودآگاهی و هوش هیجانی

نقاط قوت و ضعف و ارزش‌های خود را بشناسیم و بدانیم که چه تأثیری روی دیگران می‌گذاریم.

مثال:

کسی که خودش را می‌شناسد و می‌داند نمی‌تواند شب‌ها بیدار بماند، پس کارهای مهمش را در روز به پایان می رساند.

۲. خودکنترلی

بتوانیم احساسات و هیجان‌های خود را به‌موقع و پیش از نشان‌دادن واکنش‌های نابجا کنترل و مدیریت کنیم.

مثال:

کسی که در شرایط سخت، به جای داد و فریاد، مشکل را ریشه‌یابی می‌کند و راه‌حل پیدا می‌کند.

۳. خودانگیزشی

بتوانیم برای ادامه‌ی راه و رسیدن به هدف به خودمان انگیزه بدهیم و به خودمان اجازه‌ی ناامیدی ندهیم.

مثال:

کسی که بعد از شکست ناامید نمی‌شود و به خودش انگیزه‌ی حرکت دوباره می‌دهد.

۴. همدلی

بتوانیم احساسات دیگران را درک کنیم، خودمان را جای آن‌ها بگذاریم و به مسائل از دیدگاه آن‌ها هم نگاه کنیم.

مثال:

کسی که درک می‌کند رفتارهای طرف مقابلش به دلیل فرهنگ متفاوت شهر یا کشور اوست.

۵. مهارت اجتماعی

بتوانیم با دیگران ارتباط مؤثر و صمیمی برقرار کنیم و آن‌ها را به سمت هدفمان سوق دهیم.

مثال:

مدیری که مربیانش را با افکارش به سمت هدف اصلی سازمانش که همان مدرسه‌اش است، حرکت می‌دهد.

مزایای هوش هیجانی چیست؟

بر اساس مطالعات چند دهه گذشته، هوش هیجانی مزایای زیادی را برای کودکان در تمام طول زندگی شان به همراه دارد. در اینجا تنها چند مورد از مزایای هوش هیجانی را عنوان می کنیم:

EQ بر IQ ارجحیت دارد.

کودکانی که از سطح هوش هیجانی بالاتری برخوردارند، در آزمون های استاندارد نیز عملکرد بهتری دارند. همچنین آنها دوست دارند و تلاش می کنند نمرات بالاتری را نیز در این آزمون ها کسب کنند.

روابط اجتماعی بهتر با هوش هیجانی بالا

مهارت هوش هیجانی به کودکان در مدیریت تعارض و ایجاد دوستی عمیق کمک می کند. همانطور که ملاحظه می کنیم بزرگسالان با سطوح هوش هیجانی بالا روابط بهتری را در زندگی شخصی و شغلی خود تجربه می کنند.

EQ دوران کودکی با کسب موفقیت در بزرگسالی مرتبط است.

یک مطالعه ۱۹ ساله که در مجله بهداشت عمومی آمریکا (American Journal of Public Health) منتشر شد، نشان داد که مهارت های اجتماعی و عاطفی کودک در مهد کودک ممکن است موفقیت مادام العمر او را تضمین کند. کودکانی که در ۵ سالگی قادر به اشتراک گذاری، همکاری و پیروی از دستورالعمل ها بودند، احتمالا موفق به دریافت مدرک دانشگاهی و شروع کار مشاغل تمام وقت در ۲۵ سالگی شدند.

بهبود سلامت روان

افرادی که از هوش هیجانی بالاتری برخوردارند کمتر احتمال دارد افسردگی و سایر بیماری های روانی را تجربه کنند.

همانطور که می بینیم مزایای هوش هیجانی کاملا منطقی است. کودکی که بتواند هنگام عصبانیت خود را آرام کند، احتمالا در شرایط سخت نیز می تواند خوب عمل کند و یا کودکی که بتواند احساساتش را به شیوه درستی بیان کند، روابط سالم تری را در مقایسه با کودکی که هنگام عصبانیت فریاد می زند و یا حرف های می گوید، حفظ می کند.

خبر خوب این است که همه بچه ها توانایی یادگیری مهارت های هوش هیجانی را دارند. آنها فقط به کمک بزرگسالان نیاز دارند که نحوه آموزش را به آنها بیاموزند.

به احساسات فرزند خود برچسب بزنید.

کودکان باید یاد بگیرند چگونه احساسات خود را تشخیص دهند. شما می توانید با گذاشتن اسم برای روی احساسات فرزندتان به او کمک کنید. حواستان به کوچکترین حس های آنها باشد و با این کار به شناخت بهتر احساساتشان کمک می کنید. وقتی فرزندتان به دلیل آنکه در بازی کامپیوتری شکست خورده است، ناراحت می شود، می توانید به او بگویید: ” به نظر میرسه الان واقعا عصبانی هستی، درسته؟” یا اگر غمگین به نظر می رسد به عنوان مثال می توانید بگویید: ” از اینکه امروز قرار نیست به دیدن مادربزرگ و پدربزرگ برویم، ناراحت هستی؟”

کلمات احساسی مانند عصبانی، ناراحت، خجالتی و رنج آور همه می توانند یک واژه برای بیان احساسات باشند. فراموش نکنید که از کلمات برای به اشتراک گذاری احساسات مثبت نیز می توان بهره برد مانند شادی، هیجان زده، امیدوار و …

همدلی کردن را به کودکتان نشان دهید.

هنگامی که کودک شما ناراحت می شود، به ویژه زمانی که احساسات او کمی جنبه نمایشی دارد، ممکن است وسوسه شوید در وهله اول احساس او را نادیده بگیرید و به او بی محلی کنید،اما اظهارنظرهای تحقیرآمیز از سوی شما به کودکتان این حس را القا می کند که احساسی دارد، اشتباه است.

یک روش بهتر این است که احساسات آنها را تأیید کرده و با آنها همدلی کنید. حتی اگر نمی دانید چرا آنها اینقدر ناراحت هستند. اگر فرزند شما به دلیل آنکه شما به او گفته اید نمی تواند به پارک برود تا زمانی که اتاقش را تمیز کند گریه می کند، می توانید چیزی شبیه این جملات را به او بگویید : ” من هم وقتی کاری را که دوست دارم نمی توانم انجام دهم ناراحت می شوم.  گاهی اوقات انجام کارهایی که دوست نداریم، سخت است.

وقتی فرزند شما متوجه می شود که شما احساسات درونی او را درک می کنید، کمتر این احساس را دارد که باید با رفتار خود حس های درونیش را به شما نشان دهد. بنابراین به جای اینکه فریاد بزند و یا گریه کند تا به شما نشان دهد که عصبانی است، وقتی متوجه شوید که آنها ناراحت هستند احساس بهتری خواهند داشت.

الگوهای مناسب برای بیان احساسات

کودکان باید بدانند چگونه از نظر اجتماعی احساسات خود را به شیوه ای مناسب بیان کنند. بنابراین، در حالی که می گوید “احساسات من جریحه دار شده است” یا کشیدن تصویری از یک چهره غمگین می توانند روش های مفیدی باشند ، فریاد زدن و پرتاب کردن وسایل مسلما روش های خوبی برای بیان احساسات نیست.

بهترین راه برای آموزش نحوه ابراز احساسات به کودک این است که روش ها توسط خودتان الگوسازی شده باشد.

در مکالمات روزمره خود از کلمات احساسی استفاده کنید و صحبت در مورد آنها را تمرین کنید. مانند: “وقتی می بینم بچه ها در زمین بازی بد رفتاری و دعوا می کنند، عصبانی می شوم” یا “وقتی دوستانمان را برای شام دعوت می کنیم، احساس خوشحالی می کنم

مطالعات نشان می دهد که والدین با هوش عاطفی بالا، احتمال اینکه فرزندانی با هوش هیجانی بالا داشته باشند بیشتر است. بنابراین، عادت کنید که بر تقویت مهارت های خود تمرکز کنید تا بتوانید الگوی موثری برای فرزند خود باشید.

آموزش مهارت های مقابله سالم

هنگامی که کودکان احساسات خود را درک کردند، باید بیاموزند که چگونه با این احساسات به شیوه ای سالم برخورد کنند. دانستن این که چگونه خود را آرام یا شاد کنند و یا با ترس خود روبرو شوند، برای بچه های کوچک پیچیده است.

مهارت های خاص را به کودکان آموزش دهید. به عنوان مثال، ممکن است یادگیری نحوه تنفس عمیق هنگام عصبانی شدن برای آرام کردن بدن برای فرزندتان روشی مناسب باشد. یک روش جالب برای آموزش این موضوع به کودکان این است که به آنها بگویید “نفس حباب دار” بکشند به طوریکه از طریق بینی نفس می کشند و از طریق دهان خود بیرون می دهند، مثل اینکه دارند داخل یک نی حباب دار فوت می کنند.

همچنین  می توانید به فرزند خود کمک کنید تا یک کیت که به آن ها برای تنظیم احساسات کمک می کند تهیه کنند. یک کتاب رنگ آمیزی، یک کتاب لطیفه مورد علاقه، موسیقی آرامش بخش و لوسیون هایی که بوی خوبی دارند، مواردی هستند که می توانند به درگیر شدن حواس آنها کمک کرده و احساسات آنها را آرام کنند. برای مرتب بودن و زیبایی کار، وسایل را در یک جعبه مخصوص قرار دهید. سپس، در زمان هایی که ممکن است آنها احساس ناخوشایندی داشته باشند، به آنها یادآوری کنید که می توانند لباس آرامش خود را تهیه کنند و با ابزارهایی که دارند احساسات خود را مدیریت کنند.

توسعه مهارت های حل مساله

بخشی از ایجاد هوش هیجانی شامل یادگیری نحوه حل مشکلات است. پس از یادگرفتن برچسب زدن به احساسات و نحوه مقابله سالم با آن، زمان آن فرا رسیده است که آموزش مهارت حل مسأله را به فرزندخود برای تبدیل شدن به یک کودک متعادل بیاموزید.

ممکن است فرزندتان به دلیل آنکه خواهرش در حین انجام یک بازی ویدئویی حرف او را قطع کرده، عصبانی باشد. شما باید به آنها کمک کنید حداقل پنج راه برای حل این مشکل شناسایی کنند. راه حل ها نباید لزوماً ایده های خارق العاده ای باشند. در ابتدا، هدف فقط بارش فکری ایده ها است.

هنگامی که آنها حداقل پنج راه حل ممکن را شناسایی کردند، به آنها کمک کنید تا مزایا و معایب هر یک را ارزیابی کنند. سپس، آنها را تشویق کنید تا بهترین گزینه را انتخاب کنند.

وقتی فرزند شما از میان تمام کارهایی که می توانسته متفاوت انجام دهد، مرتکب اشتباهی می شود، توانایی  حل هر گونه مشکلی را نیز خواهد داشت. سعی کنید به عنوان یک مربی در کنارش باشید نه حل کننده مشکلات و مسائلشان. در صورت لزوم فقط آنها را راهنمایی کنید و به آنها نشان دهید که توانایی حل مسالمت آمیز و موثر مشکلاتش را به تنهایی دارد.

پرورش هوش هیجانی را به یک هدف دائمی تبدیل کنید.

مهم نیست که فرزند شما از نظر هوش هیجانی در چه سطحی قرار دارد، برای ارتقای این هوش قدرتمند همیشه جای رشد وجود دارد. در دوران کودکی و نوجوانی، بچه ها ممکن است فراز و نشیب هایی را تجربه کنند و با افزایش سن، احتمالاً با موانعی روبرو خواهند شد که مهارت های آنها را به چالش می کشد. بنابراین، پرورش این مهارت در زندگی باید به هدف هر روز آنها تبدیل شود تا وقتی که سن فرزند شما کم است، هر روز در مورد احساساتش با او صحبت کنید تا هوش عاطفی او را تقویت کنید.

در مورد احساساتی که ممکن است از شخصیت های کتاب ها یا فیلم ها دریافت کند، با او صحبت کنید. همچنین در مورد راه حل های بهتر مشکلات یا راهکارهایی که شخصیت ها می توانند برای احترام به دیگران استفاده کنند، بحث کنید.

همانطور که فرزند شما بزرگتر می شود، در مورد موقعیت های واقعی زندگی نیز با او صحبت کنید، خواه مواردی باشد که آنها در زندگی روزمره خود با آن مواجه می شوند یا مشکلی است که در اخبار می خوانند. سعی کنید آن را به یک گفتگوی مداوم تبدیل کنید.

از اشتباهات فرزند خود به عنوان فرصتی برای رشد بهتر استفاده کنید. وقتی آنها عصبانی می شوند یا احساسات دیگران را جریحه دار می کنند، وقت بگذارید تا در مورد نحوه عملکرد بهتر آنها در آینده صحبت کنید. با حمایت و راهنمایی مداوم شما، فرزندتان می تواند هوش هیجانی و قدرت روانی لازم برای موفقیت در زندگی را توسعه دهد.

منبع:

https://www.verywellfamily.com

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

فهرست